عباس پورخسروانی مهاجم تیم فوتبال شاهین بوشهر به تیم فوتبال فولاد خوزستان پیوست. باشگاه فولاد خوزستان اولین خرید این فصل خود را انجام داد. بازیکن شماره ده این فصل شاهین بوشهر که به همراه تیمش به لیگ دسته اول سقوط کرد به عنوان نخستین خرید فولاد خوزستان با این باشگاه قراردادی دو ساله امضاء کرد. ضمن اینکه قرارداد این بازیکن در هئیت فوتبال خوزستان به ثبت رسید. گفتنی است برای دومین بار است که باشگاه فولاد خوزستان بازیکن شماره ده تیم فوتبال شاهین بوشهر را به خدمت می گیرد. پیش از این عبدالله کرمی با شماره ده تیم فوتبال شاهین بوشهر به تیم فوتبال فولاد خوزستان پیوسته بود.برای این مهاجم سیرجانی آرزوی موفقیت و از تلاشهای این بازیکن در تیم کمال تشکر را دارد.
سقوط شاهین و مرگ تدریجی آرزوهای جامعه

شکست و ناکامی بخشی از ورزش است. این جمله کلیشهای را بارها شنیدهایم و مرور هزاربارهاش هم آن را کهنه نمیکند؛ هرچند دیگر تنها از سرعادت به آن مینگریم و نمیتوان تبعات روحی یک باخت ورزشی را با چنین مسکن کلامی مرهم نهاد. فوتبال امروز برشی از زندگی در جامعه است و بیدلیل نیست که آثار ناکامی تیمها چه در سطح ملی و چه در گستره باشگاهی را در فضای اجتماع هم میتوان میدید و ایضاً چنین است زمانی که همای موفقیت بر شانه تیمها مینشیند.
شاهین بوشهر سه سال در بالاترین سطح فوتبال ایران زندگی کرد و این حضور، بیتردید لیستی از تبعات و تاثیرات اجتماعی (در دامنه هنجارها و ناهنجاریهای جامعه) را با خود همراه داشت. فارغ از پرداختن بسیاری از افراد در ردههای سنی گوناگون به مباحث و اخبار این تیم که خود سبب میشد ساعاتی از اوقات آنها بدین نحو سپری شود؛ عده زیادی برای دیدن بازیهای این تیم در ورزشگاه حاضر میشدند و یا از طریق تلویزیون– طبق آمارها ۳۰۰هزارنفر در هفته، که بیتردید رقم واقعی آن بیش از این بوده- هفتهای دو ساعت از زمان خود را صرف دیدن بازیهای پرنده دوستداشتنی فوتبال جنوب میکردند. این ۶۰۰ هزار ساعت هفتگی را حالا با کدام برنامه فرهنگی، هنری میتوان پوشش داد تا خلا آن روی بافت اجتماعی ما تاثیر منفی نگذارد؟
کدام همایش و برنامه پیشگیری از ناهنجاریها در جامعه با چنین استقبالی همراه میشود؟ بهرهبرداری متولیان فرهنگی و اجتماعی استان از چنین گردهمایی در ورزشگاه یا وقتی که بینندگان پای صفحه تلویزیون
هواداران پرشور شاهین چه چیزی را جایگزین این شادی خواهند کرد؟
صرف میکردند چه بود و چه پسانداز مطلوبی از آن به خزانه داراییهای خود واریز کردند؟ برای امروز به بعدش چه برنامهای دارند؟
برنامه پربیینده ۹۰ با داشتن حداقل ۲۰ میلیون مخاطب در هفته، همواره دقایقی از وقتش را به شاهین اختصاص میداد. از طریق کدام آیتم تبلیغاتی میشود اینگونه به معرفی استان پرداخت؟ آنچه ما از این مزرعه برداشت کردیم چه بود و البته امروز که چنین فضایی را از ما سلب کردهاند قطعاً میدانیم که نداشتههایمان چگونه آزارمان خواهد داد. برای نبود این دارایی چه نقشهای دارند؟
سقوط دو تیم برق و فجر در شیراز باعث شد تا یک فصل، فارس نمایندهای در لیگ برتر نداشته باشد. روزی فرمانده انتظامی آن استان آماری ارائه داد وگفت: «نبود این تیمها سبب شده تا میزان بزهکاری به خصوص در بین نوجوانان و جوانان در طول آن دوره به طرز قابلتوجهی افزایش یابد.» همان آمار حکایت از آن داشت که روزهایی که این دو تیم در لیگ برتر حضور داشتهاند، مقارن با ساعت بازیهایشان، کمترین آمار تخلف و بزه ثبت شده است!
چنین مباحثی را وقتی در پازل فوتبال جای میدهیم و به آن نگاهی فراورزشی میاندازیم در مییابیم آنچه از دست رفته و البته آرام آرام سیر مرگ را طی کرده فقط یک سهمیه لیگ برتری نبوده است و اینجاست که نمیتوان شکست را در فوتبال بخشی از اتفاقات آن دانست و برایش مویه سر نداد.
امروزه همه تیمهای لیگ برتری سرگرم یارگیریاند و خبرهای این نقلوانتقالات فوتبالی نقل محافل است، اما ما را از این سفره سهمی نیست. هنوز نمیدانیم چه بر سرمان آمده و تا سوت شروع لیگ برتر هم متوجه آن نخواهیم شد. بعد از آن است که دردش را حس میکنیم. امروز وقتی میخوانیم مدیرعامل تراکتورسازی برای یافتن اسپانسر به عسلویه آمده – حالا پیدا میکند یا خیر مهم نیست- میفهمم گنجی داشتیم و داریم که همه را وسوسه میکند به خمرهاش سرکی بکشند اما خودمان از آن بیبهره بودهایم.
مرگ تدریجی آرزوهای آنهایی که دل در گرو این تیم داشتند را نمیتوان تنها یک باخت فوتبالی فرض کرد و تفسیرهایی اینگونه بر آن نوشت. آنجایی که در اوج منازعات سیاسی در فرانسه در سال ۱۹۹۸ دولتمردان آن تلاش میکنند جام جهانی را به بهترین نحو برگزار کنند تا بگویند که کشور در آرامش به سر میبرد، هنگامی که میدانیم قطر با بهرهبرداری از میادین مشترک نفت و گاز با همین استان بوشهر، میزبانی رویدادی مهم مانند جام جهانی را بر عهده میگیرد و کمترین محصولی که از آن به دست خواهد آورد جعل نام خلیج همیشه فارس از طریق انحراف همه نگاهها و اذهانی است که در دوران آن رقابتها به این «عربنشین گوگولی خلیجفارس(۱)» چشم دوختهاند. تزریق آنچه آنها میخواهند به افکار همه کسانی که جام جهانی را قبلهگاه مشترک خود در آن دوران میدانند کار سختی نیست. ما همیشه دیر رسیدهایم و لقمهها را باید با چرخاندن چندباره دور سر تناول کنیم. این هم لابد شیوهای است!
پینوشت: رضا کیانیان در فیلم ماهیها عاشق میشوند میگفت «اون موقعها که خیلی جوون بودم و همه دور سفره جمع میشدیم، وقتی که غذا تموم میشد یه آه بلند میکشیدم و میگفتم: کاش غذا تموم نمیشد! کاش اولش بود! نه به خاطر غذاها… اون که همیشه بود… فقط به خاطر این جمعی که میدونستم همیشه باقی نمیمونه» امروز آیا ما حق نداریم همان دیالوگ را مرور کنیم یا با رخصت از جناب کیمیایی بگوییم «شاهین عزیز، وقتی اومدی و بودی نمیدونستیم کی هستی، حالا که رفتهای میدونیم کی رفته!»
۱) وام گرفته از دیالوگ ماندگار فیلم آژانس شیشهای
منبع:گناوه آنلاین
عبدالصمد ابراهیمی











